መዝገበ ቃላት
ክሮኤሽያኛ – የግሶች ልምምድ

ساختن
او یک مدل برای خانه ساخته است.

فهمیدن
من سرانجام وظیفه را فهمیدم!

زدن
او در تنیس حریف خود را زد.

محافظت کردن
یک کلاه باید از تصادفها محافظت کند.

جابجا شدن
همسایههای ما دارند جابجا میشوند.

نگاه کردن
من میتوانستم از پنجره به ساحل نگاه کنم.

نگاه کردن
او به من نگاه کرد و لبخند زد.

گم کردن
صبر کن، کیف پولت را گم کردهای!

سرمایهگذاری کردن
ما باید پول خود را در کجا سرمایهگذاری کنیم؟

اجازه دادن
پدر به او اجازه استفاده از کامپیوتر خود را نداد.

پاسخ دادن
او همیشه اولین پاسخ را میدهد.
