Речник
казахски – Глаголи Упражнение

مبارزه کردن
ورزشکاران با یکدیگر مبارزه میکنند.

پیشنهاد دادن
تو به من برای ماهیام چه پیشنهاد میدهی؟

هل دادن
خودرو متوقف شد و باید هل داده شود.

معامله کردن
مردم با مبلمان استفاده شده معامله میکنند.

تکمیل کردن
او هر روز مسیر دویدنش را تکمیل میکند.

توافق کردن
همسایهها نتوانستند در مورد رنگ توافق کنند.

باز گذاشتن
هر کسی پنجرهها را باز میگذارد، دعوت به سارقان میکند!

راندن از میان
اتومبیل از میان یک درخت میگذرد.

سوزاندن
او یک کبریت را سوزانده است.

بیرون رفتن
بچهها سرانجام میخواهند بیرون بروند.

بالا کشیدن
هلیکوپتر دو مرد را بالا میکشد.
