Речник
албански – Глаголи Упражнение

خداحافظی کردن
زن خداحافظی میکند.

تکرار کردن
طوطی من میتواند نام من را تکرار کند.

توقف کردن
شما باید در چراغ قرمز توقف کنید.

در اختیار داشتن
کودکان فقط پول جیبی را در اختیار دارند.

نزدیک شدن
شانس به سویت میآید.

رسیدن
بسیاری از مردم در تعطیلات با ون رسیدهاند.

زدن
قطار به ماشین زد.

امیدوار بودن
من به شانس در بازی امیدوارم.

بالا رفتن
او بالا پلهها میرود.

عفونت زدن
او به یک ویروس عفونت زده شد.

موفق شدن
اینبار موفق نشد.
