Vocabulari
kirguís – Exercici de verbs

دور انداختن
او روی پوست موزی که دور انداخته شده است قدم میزند.

خرج کردن
ما باید پول زیادی برای تعمیرات خرج کنیم.

اشاره کردن
معلم به مثال روی تخته اشاره میکند.

منتظر ماندن
کودکان همیشه منتظر برف هستند.

تمام کردن
دختر ما تازه دانشگاه را تمام کرده است.

در آغوش گرفتن
مادر پاهای کوچک نوزاد را در آغوش میگیرد.

کشف کردن
دریانوردان یک سرزمین جدید کشف کردهاند.

تحویل دادن
دختر ما در تعطیلات روزنامه تحویل میدهد.

دور زدن
آنها دور درخت میروند.

توصیف کردن
چطور میتوان رنگها را توصیف کرد؟

روی ... قدم زدن
من نمیتوانم با این پا روی زمین قدم بزنم.
