Vocabulary
Kazakh – Verbs Exercise

شرکت کردن
او در مسابقه شرکت میکند.

دور انداختن
این تایرهای قدیمی لاستیکی باید جداگانه دور انداخته شوند.

زدن
کی زنگ در را زد؟

جمع کردن
ما باید تمام سیبها را جمع کنیم.

مظنون شدن
او مظنون است که دوست دختر او است.

گذاشتن
او برای من یک قاچ نان پیتزا گذاشت.

به اشتراک گذاشتن
ما باید یاد بگیریم ثروتمان را به اشتراک بگذاریم.

برگشتن
معلم مقالات را به دانشآموزان برمیگرداند.

شدن
آنها تیم خوبی شدهاند.

کُشتن
من مگس را خواهم کُشت!

سوزاندن
او یک کبریت را سوزانده است.
