لغت
افریکانس – تمرین افعال

تعلق داشتن
همسر من متعلق به من است.

حرکت کردن
برادرزادهام حرکت میکند.

جای دادن
بسیاری از خانههای قدیمی باید به خانههای جدید جای بدهند.

دوست داشتن
کودک اسباببازی جدید را دوست دارد.

وارد کردن
نباید هرگز به ناشناختهها اجازه ورود دهید.

توضیح دادن
او به او توضیح میدهد چگونه دستگاه کار میکند.

ایستادن
کوهنوردی روی قله ایستاده است.

آوردن
سگ توپ را از آب میآورد.

برداشت کردن
ما مقدار زیادی میوه مرکبات برداشت کردیم.

برگشتن
بومرانگ برگشت.

پاسخ دادن
او همیشه اولین پاسخ را میدهد.
