لغت
افریکانس – تمرین افعال

قدم زدن
او دوست دارد در جنگل قدم بزند.

یادآوری کردن
رایانه به من قرارهایم را یادآوری میکند.

اتفاق افتادن
در خواب چیزهای عجیبی اتفاق میافتد.

دور انداختن
چیزی از کشو ندور!

سخت یافتن
هر دوی آنها وداع گفتن را سخت مییابند.

راهنمایی کردن
این دستگاه ما را راهنمایی میکند.

بخشیدن
من بدهیهای او را میبخشم.

فرستادن
کالاها به من در یک بسته فرستاده میشوند.

نگاه کردن
من میتوانستم از پنجره به ساحل نگاه کنم.

ایستاده گذاشتن
امروز بسیاری مجبورند ماشینهای خود را ایستاده گذارند.

زدن
او در تنیس حریف خود را زد.
