لغت
بلاروسی – تمرین افعال

نظارت کردن
همه چیز در اینجا توسط دوربینها نظارت میشود.

اخراج کردن
رئیس من مرا اخراج کرده است.

انتظار کشیدن
او در انتظار اتوبوس است.

انجام دادن
او تعمیرات را انجام میدهد.

مراقبت کردن
پسرمان از ماشین جدیدش خیلی خوب مراقبت میکند.

احساس کردن
مادر بسیار محبت به فرزندش احساس میکند.

پیشنهاد دادن
زن به دوستش چیزی پیشنهاد میدهد.

پریدن
او به آب پرید.

پاسخ دادن
او با یک سوال پاسخ داد.

امضاء کردن
او قرارداد را امضاء کرد.

محو کردن
گروه او را محو میکند.
