لغت
بلاروسی – تمرین افعال

بحران کردن
آنها برنامههای خود را بحران میکنند.

فرستادن
من به شما یک نامه میفرستم.

تمرین کردن
ورزشکاران حرفهای باید هر روز تمرین کنند.

حمل کردن
ما دوچرخهها را روی سقف ماشین حمل میکنیم.

زدن
قطار به ماشین زد.

پرداخت کردن
او با کارت اعتباری پرداخت کرد.

نوشتن روی
هنرمندان روی تمام دیوار نوشتهاند.

کافی بودن
کافی است، شما آزاردهنده هستید!

هل دادن
پرستار بیمار را در ویلچر هل میدهد.

تحمل کردن
او به سختی میتواند درد را تحمل کند!

پرسیدن
او راه را پرسید.
