لغت
بلاروسی – تمرین افعال

اخراج کردن
رئیس او را اخراج کرده است.

پوشاندن
او نان را با پنیر پوشانده است.

بوسیدن
او نوزاد را میبوسد.

از دست دادن
او فرصت گل زدن را از دست داد.

آزمایش کردن
ماشین در کارگاه آزمایش میشود.

عادت کردن
کودکان باید به مسواک زدن عادت کنند.

بیرون رفتن
او از ماشین بیرون میآید.

پوشاندن
او صورت خود را میپوشاند.

مالک بودن
من یک ماشین اسپرت قرمز دارم.

کاوش کردن
انسانها میخواهند کره مریخ را کاوش کنند.

وصل کردن
این پل دو محله را به هم وصل میکند.
