لغت
بلاروسی – تمرین افعال

نگه داشتن
من پولم را در میز کنار تخت نگه میدارم.

حرکت کردن
وقتی چراغ عوض شد، اتومبیلها حرکت کردند.

زدن
قطار به ماشین زد.

ارزیابی کردن
او عملکرد شرکت را ارزیابی میکند.

نامزد شدن
آنها به طور مخفی نامزد شدهاند!

گم شدن
من در راه گم شدم.

نگاه کردن
همه به تلفنهای خود نگاه میکنند.

وارد کردن
نباید روغن را در زمین وارد کرد.

استفاده کردن
حتی کودکان کوچک هم از تبلت استفاده میکنند.

یادآوری کردن
رایانه به من قرارهایم را یادآوری میکند.

سرمایهگذاری کردن
ما باید پول خود را در کجا سرمایهگذاری کنیم؟
