لغت
کاتالان – تمرین افعال

نگاه کردن
او به من نگاه کرد و لبخند زد.

عبور کردن
آب خیلی بالا بود؛ کامیون نتوانست عبور کند.

راندن از میان
اتومبیل از میان یک درخت میگذرد.

دور انداختن
کامیون زباله آشغال ما را دور میاندازد.

لذت بردن
او از زندگی لذت میبرد.

ملاقات کردن
دوستان برای شام مشترک ملاقات کردند.

برداشتن
صنعتگر کاشیهای قدیمی را برداشت.

کُشتن
مار موش را کُشت.

گزارش دادن به
همه سرنشینان به کاپیتان گزارش میدهند.

بیدار کردن
ساعت زنگ دار ساعت 10 صبح او را بیدار میکند.

به خوبی دیدن
من با عینک جدیدم همه چیز را به خوبی میبینم.
