لغت
دانمارکی – تمرین افعال

قرار گرفتن
یک مروارید در داخل صدف قرار دارد.

اجازه دادن
او برای بادکنک خود اجازه پرواز میدهد.

فرار کردن
همه از آتش فرار کردند.

شنیدن
من نمیتوانم شما را بشنوم!

دست نزدن
طبیعت دست نزده ماند.

سوزاندن
شما نباید پول را بسوزانید.

مخلوط کردن
او یک آب میوه مخلوط میکند.

اصلاح کردن
معلم مقالات دانشآموزان را اصلاح میکند.

لذت بردن
او از زندگی لذت میبرد.

بررسی کردن
دندانپزشک دندانهای بیمار را بررسی میکند.

پوشاندن
او نان را با پنیر پوشانده است.
