لغت
دانمارکی – تمرین افعال

آغوش کردن
او پدر پیر خود را در آغوش میگیرد.

ذخیره کردن
دختر در حال ذخیره کردن پول جیبی خود است.

فکر کردن
او همیشه باید به او فکر کند.

در آغوش گرفتن
مادر پاهای کوچک نوزاد را در آغوش میگیرد.

حمل کردن
آنها فرزندان خود را روی پشتشان حمل میکنند.

دور انداختن
کامیون زباله آشغال ما را دور میاندازد.

فرستادن
من به شما یک نامه میفرستم.

خواستن
او خسارت میخواهد.

اول آمدن
سلامتی همیشه اول است!

دلتنگ شدن
او به دوست دخترش خیلی دلتنگ است.

دادن
پدر میخواهد به پسرش پول اضافی بدهد.
