لغت
انگلیسی (US) – تمرین افعال

دیدن
یک دوست قدیمی او را میبیند.

لغو کردن
متأسفانه او جلسه را لغو کرد.

شروع کردن
کوهنوردان در اوایل صبح شروع کردند.

اخراج کردن
رئیس من مرا اخراج کرده است.

ملاقات کردن
گاهی اوقات آنها در پله ملاقات میکنند.

فکر خارج از جعبه کردن
برای موفقیت، گاهی باید فکر خارج از جعبه کنید.

پریدن بیرون
ماهی از آب بیرون میپرد.

برداشتن
صنعتگر کاشیهای قدیمی را برداشت.

نشستن
بسیاری از مردم در اتاق نشستهاند.

معرفی کردن
او دوست دختر جدیدش را به والدینش معرفی میکند.

کنار گذاشتن
من میخواهم هر ماه کمی پول برای بعداً کنار بگذارم.
