لغت
انگلیسی (UK) – تمرین افعال

زندگی کردن
آنها در یک آپارتمان مشترک زندگی میکنند.

بیرون کشیدن
علفهای هرز باید بیرون کشیده شوند.

ایستادن
کوهنوردی روی قله ایستاده است.

دوست شدن
این دو دوست شدهاند.

تأیید کردن
او توانست خبر خوب را به شوهرش تأیید کند.

گوش دادن
او به او گوش میدهد.

بالا آوردن
او بسته را به طرف پلهها میبرد.

ذخیره کردن
شما میتوانید در هزینه گرمایش پول ذخیره کنید.

برداشتن
بیل ماشین خاک را دارد میبرد.

اجازه دادن
نباید اجازه دهید افسردگی رخ دهد.

هیجان زدن
منظره او را هیجان زده کرد.
