لغت
اسپانیایی – تمرین افعال

وارد شدن
او اتاق هتل را وارد میشود.

سفر کردن
او دوست دارد سفر کند و بسیاری از کشورها را دیده است.

تقسیم کردن
آنها کارهای خانگی را بین خودشان تقسیم میکنند.

گپ زدن
آنها با یکدیگر گپ میزنند.

برگشتن
بومرانگ برگشت.

لذت بردن
او از زندگی لذت میبرد.

توجه کردن
باید به علایم راهنمایی ترافیک توجه کرد.

خوردن
من سیب را خوردهام.

ذخیره کردن
دختر در حال ذخیره کردن پول جیبی خود است.

کار کردن روی
او باید روی تمام این پروندهها کار کند.

تحویل دادن
او پیتزا به خانهها تحویل میدهد.
