لغت
استونيايی – تمرین افعال

بردن
تیم ما برد!

گیر افتادن
چرخ در گل گیر کرد.

نگاه کردن
او از دوربین نگاه میکند.

گم کردن
صبر کن، کیف پولت را گم کردهای!

راهنمایی کردن
این دستگاه ما را راهنمایی میکند.

مراقبت کردن
پسرمان از ماشین جدیدش خیلی خوب مراقبت میکند.

تصمیم گرفتن
او به مدل موی جدیدی تصمیم گرفته است.

انتظار داشتن
خواهرم منتظر فرزند است.

راندن از میان
اتومبیل از میان یک درخت میگذرد.

اتفاق افتادن
یک تصادف در اینجا رخ داده است.

خواندن
من بدون عینک نمیتوانم بخوانم.
