لغت
فنلاندی – تمرین افعال

توقف کردن
شما باید در چراغ قرمز توقف کنید.

آموزش دادن
او جغرافیا میآموزد.

فرستادن
او میخواهد الان نامه را بفرستد.

کشتن
مراقب باشید، با این تبر میتوانید کسی را بکشید!

چرخاندن
او گوشت را چرخاند.

فعال کردن
دود، زنگار را فعال کرد.

گپ زدن
دانشآموزان نباید در کلاس گپ بزنند.

دور انداختن
کامیون زباله آشغال ما را دور میاندازد.

قدم زدن
او دوست دارد در جنگل قدم بزند.

آموزش دادن
سگ توسط او آموزش داده شده است.

بازگشتن
من نمیتوانم راه بازگشت را پیدا کنم.
