لغت
فنلاندی – تمرین افعال

هیجان زدن
منظره او را هیجان زده کرد.

خریدن
آنها میخواهند یک خانه بخرند.

دروغ گفتن
وقتی میخواهد چیزی بفروشد، اغلب دروغ میگوید.

وارد کردن
نباید روغن را در زمین وارد کرد.

همراهی کردن
دوست دخترم دوست دارد همراه من به خرید بیاید.

گریه کردن
کودک در وان حمام گریه میکند.

تکمیل کردن
او هر روز مسیر دویدنش را تکمیل میکند.

محدود کردن
در یک رژیم غذایی، باید میزان غذای خود را محدود کنید.

منقرض شدن
بسیاری از حیوانات امروز منقرض شدهاند.

زندگی کردن
آنها در یک آپارتمان مشترک زندگی میکنند.

حرکت کردن
حرکت کردن زیاد سالم است.
