sresti
Ponekad se sretnu na stubištu.
ملاقات کردن
گاهی اوقات آنها در پله ملاقات میکنند.
uzbuđivati
Krajolik ga je uzbuđivao.
هیجان زدن
منظره او را هیجان زده کرد.
dresirati
Pas je dresiran od nje.
آموزش دادن
سگ توسط او آموزش داده شده است.
graditi
Djeca grade visoki toranj.
ساختن
بچهها یک برج بلند میسازند.
gledati
Na odmoru sam pogledao mnoge znamenitosti.
نگاه کردن
در تعطیلات، به بسیاری از مناظر نگاه کردم.
birati
Podigla je telefon i birala broj.
شماره گرفتن
او تلفن را برداشت و شماره را وارد کرد.
skočiti na
Krava je skočila na drugu.
پریدن روی
گاو به روی دیگری پریده است.
pisati
Piše pismo.
نوشتن
او یک نامه مینویسد.
zapovijedati
On zapovijeda svom psu.
فرمان دادن
او به سگش فرمان میدهد.
pratiti
Pas ih prati.
همراهی کردن
سگ با آنها همراهی میکند.
usuditi se
Ne usudim se skočiti u vodu.
جرات کردن
من جرات پریدن به آب را ندارم.
otpustiti
Moj šef me otpustio.
اخراج کردن
رئیس من مرا اخراج کرده است.