pripadati
Moja žena mi pripada.
تعلق داشتن
همسر من متعلق به من است.
raspravljati
Kolege raspravljaju o problemu.
بحران کردن
همکاران مشکل را بحران میکنند.
seliti
Moj nećak se seli.
حرکت کردن
برادرزادهام حرکت میکند.
razumjeti
Ne mogu te razumjeti!
فهمیدن
من نمیتوانم شما را بفهمم!
uzeti
Tajno mu je uzela novac.
گرفتن
او به طور مخفیانه پول از او گرفت.
ukloniti
Bager uklanja tlo.
برداشتن
بیل ماشین خاک را دارد میبرد.
čistiti
Ona čisti kuhinju.
تمیز کردن
او آشپزخانه را تمیز میکند.
dogoditi se
Ovdje se dogodila nesreća.
اتفاق افتادن
یک تصادف در اینجا رخ داده است.
izbjegavati
Mora izbjegavati orašaste plodove.
جلوگیری کردن
او باید از خوردن گردو جلوگیری کند.
udariti
Biciklist je udaren.
زدن
دوچرخهسوار زده شد.
razmišljati
Uvijek mora razmišljati o njemu.
فکر کردن
او همیشه باید به او فکر کند.
zamišljati
Ona svakodnevno zamišlja nešto novo.
تصور کردن
او هر روز چیزی جدید تصور میکند.