لغت
اندونزيايی – تمرین افعال

به عهده گرفتن
من سفرهای زیادی را به عهده گرفتهام.

دراز کشیدن
آنها خسته بودند و دراز کشیدند.

توضیح دادن
پدربزرگ به نوهاش دنیا را توضیح میدهد.

فراخواندن
معلم دانشآموز را فرا میخواند.

کُشتن
مار موش را کُشت.

مبارزه کردن
ورزشکاران با یکدیگر مبارزه میکنند.

کشیدن
او سورتمه را میکشد.

تمرین کردن
او هر روز با اسکیتبورد خود تمرین میکند.

فرستادن
او میخواهد الان نامه را بفرستد.

بیرون رفتن
او از ماشین بیرون میآید.

منتظر ماندن
کودکان همیشه منتظر برف هستند.
