لغت
زبان کرهای – تمرین افعال

سخت یافتن
هر دوی آنها وداع گفتن را سخت مییابند.

رهبری کردن
او از رهبری یک تیم لذت میبرد.

دلتنگ شدن
او به دوست دخترش خیلی دلتنگ است.

مرتبط بودن
همه کشورهای زمین با یکدیگر مرتبط هستند.

بیرون کشیدن
پریز بیرون کشیده شده!

گیر کردن
من گیر کردهام و راهی برای خروج پیدا نمیکنم.

ترک کردن
من میخواهم از هماکنون سیگار را ترک کنم!

محو کردن
گروه او را محو میکند.

فرستادن
او یک نامه میفرستد.

توقف کردن
زن یک ماشین را متوقف میکند.

سازگار شدن
دعوات خود را پایان دهید و سرانجام با هم سازگار شوید!
