لغت
زبان کرهای – تمرین افعال

فکر کردن
در شطرنج باید خیلی فکر کنید.

زدن
او در تنیس حریف خود را زد.

وارد کردن
لطفاً الان کد را وارد کنید.

وارد کردن
نباید روغن را در زمین وارد کرد.

دور انداختن
او روی پوست موزی که دور انداخته شده است قدم میزند.

لال کردن
آن مفاجأت او را لال میکند.

مراقب بودن
مراقب باشید تا مریض نشوید!

کشیدن
او سورتمه را میکشد.

ایستادن
او دیگر نمیتواند به تنهایی بایستد.

جرات کردن
من جرات پریدن به آب را ندارم.

زایمان کردن
او به زودی زایمان میکند.
