لغت
ليتوانيايی – تمرین افعال

زدن
دوچرخهسوار زده شد.

توقف کردن
پلیسزن ماشین را متوقف میکند.

هل دادن
آنها مرد را به آب هل میدهند.

خواستن ترک کردن
او میخواهد هتل خود را ترک کند.

تعلق داشتن
همسر من متعلق به من است.

متقاعد کردن
او اغلب باید دخترش را برای خوردن متقاعد کند.

مصرف کردن
این دستگاه میزان مصرف ما را اندازهگیری میکند.

نوشیدن
گاوها آب را از رودخانه مینوشند.

آزمایش کردن
ماشین در کارگاه آزمایش میشود.

آموزش دادن
سگ توسط او آموزش داده شده است.

مدیریت کردن
در خانواده شما کی پول را مدیریت میکند؟
