لغت
ليتوانيايی – تمرین افعال

با خود بردن
ما یک درخت کریسمس با خود بردیم.

پرسیدن
او راه را پرسید.

بلند کردن
او به او کمک کرد تا بلند شود.

گذشتن
آن دو از کنار یکدیگر میگذرند.

فکر کردن
او همیشه باید به او فکر کند.

بحران کردن
آنها برنامههای خود را بحران میکنند.

برداشتن
او چیزی از یخچال بر میدارد.

به اشتراک گذاشتن
ما باید یاد بگیریم ثروتمان را به اشتراک بگذاریم.

افزایش دادن
جمعیت به طور قابل توجهی افزایش یافته است.

ظاهر شدن
ناگهان یک ماهی بزرگ در آب ظاهر شد.

گم شدن
کلید من امروز گم شده!
