prate
Dei pratar med kvarandre.
گپ زدن
آنها با یکدیگر گپ میزنند.
treff
Syklisten vart treft.
زدن
دوچرخهسوار زده شد.
parkere
Syklane er parkerte framfor huset.
پارک کردن
دوچرخهها در مقابل خانه پارک شدهاند.
spare
Du kan spare pengar på oppvarming.
ذخیره کردن
شما میتوانید در هزینه گرمایش پول ذخیره کنید.
gløyme
Ho har no gløymt namnet hans.
فراموش کردن
او حالا نام او را فراموش کرده است.
føre til
Sukker fører til mange sjukdomar.
باعث شدن
شکر بسیاری از بیماریها را ایجاد میکند.
løfte opp
Mor løfter opp babyen sin.
بلند کردن
مادر نوزاد خود را بلند میکند.
forenkle
Du må forenkle kompliserte ting for born.
ساده کردن
شما باید چیزهای پیچیده را برای کودکان ساده کنید.
male
Ho har malt hendene sine.
نقاشی کردن
او دستهای خود را نقاشی کرده است.
forstå
Eg forstod endeleg oppgåva!
فهمیدن
من سرانجام وظیفه را فهمیدم!
ete frukost
Vi føretrekker å ete frukost i senga.
صبحانه خوردن
ما ترجیح میدهیم در رختخواب صبحانه بخوریم.
bruke
Ho brukte all pengane sine.
خرج کردن
او همه پول خود را خرج کرد.