لغت
لهستانی – تمرین افعال

دویدن
ورزشکار در حال آمادهشدن برای دویدن است.

دروغ گفتن
او به همه دروغ گفت.

محافظت کردن
مادر از فرزند خود محافظت میکند.

سوار شدن
بچهها دوست دارند روی دوچرخه یا اسکوتر سوار شوند.

بررسی کردن
نمونههای خون در این آزمایشگاه بررسی میشوند.

دور کردن
یک قو بقیهی قوها را دور میزند.

دارا بودن
ماهی، پنیر و شیر زیادی پروتئین دارند.

گفتن
من چیز مهمی دارم که به تو بگویم.

ترسیدن
ما میترسیم که این فرد جدی آسیب دیده باشد.

بیرون دویدن
او با کفشهای جدید بیرون میدود.

اصلاح کردن
معلم مقالات دانشآموزان را اصلاح میکند.
