لغت
پرتغالی (PT) – تمرین افعال

دویدن
ورزشکار دو میزند.

اقامت یافتن
ما در یک هتل ارزان اقامت یافتیم.

وجود داشتن
دایناسورها دیگر امروز وجود ندارند.

کشتن
مراقب باشید، با این تبر میتوانید کسی را بکشید!

زنگ زدن
دختر دارد به دوستش زنگ میزند.

سیگار کشیدن
او یک پیپ سیگار میکشد.

رقصیدن
آنها با عشق یک تانگو را میرقصند.

برگشتن
بومرانگ برگشت.

مراقبت کردن
سرایدار ما از پاک کردن برف مراقبت میکند.

حدس زدن
شما باید حدس بزنید که من کی هستم!

گرفتن
او چند هدیه گرفت.
