لغت
پرتغالی (PT) – تمرین افعال

جرات کردن
من جرات پریدن به آب را ندارم.

دادن
پدر میخواهد به پسرش پول اضافی بدهد.

فرستادن
او یک نامه میفرستد.

خلاصه کردن
شما باید نکات کلیدی این متن را خلاصه کنید.

چیدن
او یک سیب چید.

پایین رفتن
هواپیما بر فراز اقیانوس پایین میآید.

فراخواندن
معلم دانشآموز را فرا میخواند.

جمع کردن
کودک از مهدکودک جمع میشود.

زنگ زدن
او فقط در وقت ناهار میتواند زنگ بزند.

قبول کردن
اینجا کارتهای اعتباری قبول میشوند.

ظرف شستن
من دوست ندارم ظرفها را بشویم.
