لغت
آلبانیایی – تمرین افعال

مراقبت کردن
پسرمان از ماشین جدیدش خیلی خوب مراقبت میکند.

شب گذراندن
ما شب را در ماشین میگذرانیم.

حل کردن
او بیفایده سعی میکند مشکل را حل کند.

رهبری کردن
او از رهبری یک تیم لذت میبرد.

پوشاندن
او نان را با پنیر پوشانده است.

مبارزه کردن
ورزشکاران با یکدیگر مبارزه میکنند.

بیدار کردن
ساعت زنگ دار ساعت 10 صبح او را بیدار میکند.

قبول کردن
اینجا کارتهای اعتباری قبول میشوند.

هل دادن
خودرو متوقف شد و باید هل داده شود.

ساختن
بچهها یک برج بلند میسازند.

تنفر داشتن
او از عناکبوت تنفر دارد.
