لغت
آلبانیایی – تمرین افعال

منتظر ماندن
کودکان همیشه منتظر برف هستند.

شمردن
او سکهها را میشمارد.

خواندن
من بدون عینک نمیتوانم بخوانم.

گم کردن
صبر کن، کیف پولت را گم کردهای!

لغو کردن
متأسفانه او جلسه را لغو کرد.

انجام دادن
او تعمیرات را انجام میدهد.

بلند کردن
مادر نوزاد خود را بلند میکند.

قبول کردن
اینجا کارتهای اعتباری قبول میشوند.

دعوت کردن
ما شما را به مهمانی شب سال نو دعوت میکنیم.

پوشاندن
او صورت خود را میپوشاند.

هیجان زدن
منظره او را هیجان زده کرد.
