لغت
تايلندی – تمرین افعال

قرار گذاشتن
دوست من امروز من را قرار گذاشت.

سخنرانی کردن
سیاستمدار در مقابل بسیاری از دانشآموزان سخنرانی میکند.

تغییر کردن
چراغ به سبز تغییر کرد.

موفق شدن
اینبار موفق نشد.

سر زدن
پزشکها هر روز به بیمار سر میزنند.

شرکت کردن
او در مسابقه شرکت میکند.

صحبت کردن
او میخواهد با دوست خود صحبت کند.

برگشتن
شما باید اینجا ماشین را بپیچانید.

ترسیدن
کودک در تاریکی میترسد.

نقاشی کردن
او دستهای خود را نقاشی کرده است.

بد زدن
همکلاسیها در مورد او بد میزنند.
