لغت
تايلندی – تمرین افعال

متعجب کردن
او والدین خود را با یک هدیه متعجب کرد.

مدیریت کردن
باید با مشکلات مدیریت کرد.

نگاه کردن
او از دوربین نگاه میکند.

آویخته شدن
یخها از سقف آویخته شدهاند.

تحویل دادن
دختر ما در تعطیلات روزنامه تحویل میدهد.

فشار دادن
او دکمه را فشار میدهد.

فهمیدن
من نمیتوانم شما را بفهمم!

گوش دادن
او به او گوش میدهد.

تشکر کردن
من از شما برای آن خیلی تشکر میکنم!

با هم زندگی کردن
این دو قرار است به زودی با هم زندگی کنند.

قدم زدن
او دوست دارد در جنگل قدم بزند.
