لغت
تايلندی – تمرین افعال

بحران کردن
آنها برنامههای خود را بحران میکنند.

بیرون رفتن
بچهها سرانجام میخواهند بیرون بروند.

نزدیک بودن
یک فاجعه نزدیک است.

اجاره گرفتن
او یک ماشین اجاره گرفت.

پوشاندن
او موهای خود را میپوشاند.

گذشتن
دوران قرون وسطی گذشته است.

پیشنهاد دادن
او پیشنهاد داد گلها را آب بدهد.

تحمل کردن
او به سختی میتواند درد را تحمل کند!

ایجاد کردن
آنها با هم زیاد چیزی ایجاد کردهاند.

برگشتن
او نمیتواند به تنهایی برگردد.

وصل کردن
گوشی خود را با یک کابل وصل کنید!
