لغت
اکراينی – تمرین افعال

قبول کردن
بعضی از مردم نمیخواهند حقیقت را قبول کنند.

وابسته بودن
او نابینا است و به کمک بیرونی وابسته است.

مدیریت کردن
باید با مشکلات مدیریت کرد.

ازدواج کردن
این زوج تازه ازدواج کردهاند.

ساختن
بچهها یک برج بلند میسازند.

پیشنهاد دادن
او پیشنهاد داد گلها را آب بدهد.

اشتباه کردن
با دقت فکر کن تا اشتباه نکنی!

بلند کردن
کانتینر با یک دارو بلند میشود.

آویختن
در زمستان، آنها یک خانه پرنده را میآویزند.

دیدن
یک دوست قدیمی او را میبیند.

خودداری کردن
نمیتوانم پول زیادی خرج کنم؛ باید خودداری کنم.
