لغت
اکراينی – تمرین افعال

فرستادن
من به شما یک پیام فرستادم.

راه یافتن
من میتوانم خوب در یک هزارتو مسیر بیابم.

دست نزدن
طبیعت دست نزده ماند.

ترسیدن
کودک در تاریکی میترسد.

ساختن
بچهها یک برج بلند میسازند.

ظاهر شدن
ناگهان یک ماهی بزرگ در آب ظاهر شد.

آزمایش کردن
ماشین در کارگاه آزمایش میشود.

بخشیدن
او هرگز نمیتواند به او برای این کار ببخشد!

کافی بودن
یک سالاد برای من برای ناهار کافی است.

فکر کردن
در شطرنج باید خیلی فکر کنید.

تصور کردن
او هر روز چیزی جدید تصور میکند.
