لغت
اکراينی – تمرین افعال

برگشتن
بومرانگ برگشت.

بریدن
موسس موهای او را میبرد.

تعلق داشتن
همسر من متعلق به من است.

خوابیدن
نوزاد خوابیده است.

ضمانت کردن
بیمه در موارد تصادف محافظت را ضمانت میکند.

تحویل دادن
او پیتزا به خانهها تحویل میدهد.

دور زدن
آنها دور درخت میروند.

برگشتن
او نمیتواند به تنهایی برگردد.

سفر کردن
او دوست دارد سفر کند و بسیاری از کشورها را دیده است.

لگد زدن
مراقب باشید، اسب میتواند لگد بزند!

خش خش کردن
برگها زیر پاهای من خش خش میکنند.
