لغت
ويتنامی – تمرین افعال

کنار گذاشتن
من میخواهم هر ماه کمی پول برای بعداً کنار بگذارم.

تمیز کردن
کارگر پنجره را تمیز میکند.

پرت کردن
گاو مرد را پرت کرده است.

مخلوط کردن
نقاش رنگها را مخلوط میکند.

کمک کردن
آتشنشانان سریعاً کمک کردند.

حرکت کردن
وقتی چراغ عوض شد، اتومبیلها حرکت کردند.

اتفاق افتادن
یک تصادف در اینجا رخ داده است.

کار کردن
او بهتر از مردی کار میکند.

تکمیل کردن
آیا میتوانی پازل را تکمیل کنی؟

مبارزه کردن
اداره آتشنشانی آتش را از هوا مبارزه میکند.

قطعه قطعه کردن
برای سالاد، باید خیار را قطعه قطعه کنید.
