لغت
ويتنامی – تمرین افعال

دویدن
ورزشکار در حال آمادهشدن برای دویدن است.

زیر خط کشیدن
او بیانیه خود را زیر خط کشید.

دور کردن
او با اتومبیلش دور میزند.

امیدوار بودن
من به شانس در بازی امیدوارم.

بیدار کردن
ساعت زنگ دار ساعت 10 صبح او را بیدار میکند.

جستجو کردن
دزد در خانه جستجو میکند.

صدا دادن
صدای او فوقالعاده است.

ساختن
بچهها یک برج بلند میسازند.

استفاده کردن
او روزانه از محصولات آرایشی استفاده میکند.

آوردن
سگ توپ را از آب میآورد.

سوزاندن
یک آتش در شومینه میسوزد.
