لغت
ويتنامی – تمرین افعال

احساس کردن
او نوزاد در شکم خود را احساس میکند.

اتفاق افتادن
یک تصادف در اینجا رخ داده است.

آسان کردن
تعطیلات زندگی را آسانتر میکند.

فرستادن
او میخواهد الان نامه را بفرستد.

دانستن
بچهها خیلی کنجکاو هستند و الان زیاد میدانند.

بد زدن
همکلاسیها در مورد او بد میزنند.

بحران کردن
همکاران مشکل را بحران میکنند.

نامزد شدن
آنها به طور مخفی نامزد شدهاند!
