Rječnik

poljski – Glagoli Vježba

cms/verbs-webp/57410141.webp
متوجه شدن
پسر من همیشه همه چیز را متوجه می‌شود.
cms/verbs-webp/123953850.webp
نجات دادن
پزشکان موفق شدند زندگی او را نجات دهند.
cms/verbs-webp/86215362.webp
فرستادن
این شرکت کالاها را به سراسر جهان می‌فرستد.
cms/verbs-webp/46998479.webp
بحران کردن
آنها برنامه‌های خود را بحران می‌کنند.
cms/verbs-webp/74693823.webp
نیاز داشتن
تو برای تغییر تایر به یک وینچ نیاز داری.
cms/verbs-webp/87153988.webp
تبلیغ کردن
ما باید گزینه‌های جایگزین برای ترافیک خودرو تبلیغ کنیم.
cms/verbs-webp/125319888.webp
پوشاندن
او موهای خود را می‌پوشاند.
cms/verbs-webp/101765009.webp
همراهی کردن
سگ با آنها همراهی می‌کند.
cms/verbs-webp/90419937.webp
دروغ گفتن
او به همه دروغ گفت.
cms/verbs-webp/76938207.webp
زندگی کردن
ما در تعطیلات در یک چادر زندگی کردیم.
cms/verbs-webp/68779174.webp
نمایندگی کردن
وکلاء موکلان خود را در دادگاه نمایندگی می‌کنند.
cms/verbs-webp/109096830.webp
آوردن
سگ توپ را از آب می‌آورد.