Vocabolario
Svedese – Esercizio sui verbi

خواندن
من بدون عینک نمیتوانم بخوانم.

آویخته شدن
یخها از سقف آویخته شدهاند.

گزارش دادن به
همه سرنشینان به کاپیتان گزارش میدهند.

مدیریت کردن
باید با مشکلات مدیریت کرد.

کم کار کردن
ساعت چند دقیقه کم کار میکند.

لذت بردن
او از زندگی لذت میبرد.

جرات کردن
آنها جرات پریدن از هواپیما را داشتند.

ذخیره کردن
بچههای من پول خودشان را ذخیره کردهاند.

خواستن
نوعه من از من زیاد میخواهد.

حرکت کردن
حرکت کردن زیاد سالم است.

نشستن
بسیاری از مردم در اتاق نشستهاند.
