ლექსიკა
კატალანური – ზმნები სავარჯიშო

جابجا شدن
همسایههای ما دارند جابجا میشوند.

سفر کردن در
من در سراسر جهان زیاد سفر کردهام.

دادن
کودک به ما یک درس خندهدار میدهد.

شماره گرفتن
او تلفن را برداشت و شماره را وارد کرد.

خوابیدن
آنها میخواهند بالاخره یک شب به خواب بروند.

دویدن
او هر صبح روی ساحل میدود.

متوجه شدن
پسر من همیشه همه چیز را متوجه میشود.

ایستادن
او دیگر نمیتواند به تنهایی بایستد.

مرتب کردن
من هنوز باید کاغذهای زیادی را مرتب کنم.

نظر دادن
او هر روز در مورد سیاست نظر میدهد.

رانده شدن
یک دوچرخهسوار توسط یک ماشین رانده شد.
