ლექსიკა
ინგლისური (UK) – ზმნები სავარჯიშო

فهمیدن
من سرانجام وظیفه را فهمیدم!

نجات دادن
پزشکان موفق شدند زندگی او را نجات دهند.

جواب دادن
دانشآموز به سوال جواب میدهد.

دوباره دیدن
آنها سرانجام یکدیگر را دوباره میبینند.

بریدن
موسس موهای او را میبرد.

آزمایش کردن
ماشین در کارگاه آزمایش میشود.

تجربه کردن
شما میتوانید از طریق کتابهای داستان های جادویی ماجراهای زیادی را تجربه کنید.

تقلید کردن
کودک یک هواپیما را تقلید میکند.

کار کردن
موتورسیکلت خراب است؛ دیگر کار نمیکند.

کار کردن برای
او سخت کار کرد برای نمرات خوبش.

پیچیدن
شما میتوانید به چپ بپیچید.
