ಶಬ್ದಕೋಶ
ಬಂಗಾಳಿ – ಕ್ರಿಯಾಪದಗಳ ವ್ಯಾಯಾಮ

فهمیدن
نمیتوان همه چیزها در مورد کامپیوترها را فهمید.

پرتاب کردن
او توپ را به سبد پرت میکند.

نمایندگی کردن
وکلاء موکلان خود را در دادگاه نمایندگی میکنند.

پیشنهاد دادن
زن به دوستش چیزی پیشنهاد میدهد.

احساس کردن
او اغلب احساس تنهایی میکند.

فرستادن
او یک نامه میفرستد.

مخلوط کردن
چندین مواد خوراکی نیاز دارند تا مخلوط شوند.

نگه داشتن
شما میتوانید پول را نگه دارید.

خواندن
کودکان یک ترانه میخوانند.

اجاره گرفتن
او یک ماشین اجاره گرفت.

شروع کردن
سربازها شروع میکنند.
