शब्दसंग्रह
अरबी – क्रियापद व्यायाम

دور انداختن
کامیون زباله آشغال ما را دور میاندازد.

اخراج کردن
رئیس من مرا اخراج کرده است.

برخاستن
هواپیما تازه برخاسته است.

توضیح دادن
او به او توضیح میدهد چگونه دستگاه کار میکند.

خش خش کردن
برگها زیر پاهای من خش خش میکنند.

تبلیغ کردن
ما باید گزینههای جایگزین برای ترافیک خودرو تبلیغ کنیم.

عبور کردن
آب خیلی بالا بود؛ کامیون نتوانست عبور کند.

توسعه دادن
آنها یک استراتژی جدید را توسعه میدهند.

وارد شدن
مترو تازه به ایستگاه وارد شده است.

شاد کردن
گل باعث شادی طرفداران فوتبال آلمان شده است.

تکرار کردن
آیا میتوانید آن را تکرار کنید؟
