Vocabular
Ebraică – Exercițiu pentru verbe

خرج کردن
او همه پول خود را خرج کرد.

رها کردن
آیا پناهندگان باید در مرزها رها شوند؟

باید
باید زیاد آب نوشید.

آسیب دیدن
در تصادف، دو ماشین آسیب دیدند.

تحمل کردن
او نمیتواند آواز خوانی را تحمل کند.

ترک کردن
من میخواهم از هماکنون سیگار را ترک کنم!

پیشنهاد دادن
او پیشنهاد داد گلها را آب بدهد.

روشن کردن
تلویزیون را روشن کنید!

خواستن
او خیلی چیز میخواهد!

خش خش کردن
برگها زیر پاهای من خش خش میکنند.

تمیز کردن
او آشپزخانه را تمیز میکند.
