Речник
јапански Глаголи Вежба

خداحافظی کردن
زن خداحافظی میکند.

نوبت گرفتن
لطفاً منتظر بمانید، به زودی نوبت شما میرسد!

ترجیح دادن
بسیاری از کودکان به جای چیزهای سالم، شیرینیجات را ترجیح میدهند.

بلند کردن
مادر نوزاد خود را بلند میکند.

پوشاندن
کودک خود را میپوشاند.

انتظار کشیدن
او در انتظار اتوبوس است.

برش زدن به اندازه
پارچه به اندازه برش زده میشود.

صحبت کردن
او با مخاطبان خود صحبت میکند.

شنیدن
من نمیتوانم شما را بشنوم!

خودداری کردن
نمیتوانم پول زیادی خرج کنم؛ باید خودداری کنم.

هم فکری کردن
در بازیهای کارت باید هم فکری کنید.
